تبليغاتX
اینجا دفتری برای ملکه ماست

اینجا دفتری برای ملکه ماست

ملکه من هرروز منو طاها توی تو خلاصه می‌شه،هنوز‌م ماه و خوش اخلاقی،از شروع ۹ ماهگی هم تازه پستونک خوردی که این باعث شد خوابتم یه کم بهتر بشه...خدا میدونه که با شما ۲تا دست گٔل،نمیفهمم روز کی‌ شب می‌شه و متاسفم که نمی‌رسم هرروزتو ثبت کنم...

امروز باز هم ولادت حضرت معصومست،مصادف با روز دختر...سالگرد اول وبلاگتو تبریک میگم عروسکم...یادش بخیر پارسال که اینارو مینوشتم،هنوز تو دلم بودی و روی ماهتو ندیده بودم...

دخترم،تاج سرم... این وبلاگ،به عنوان یک دفتر یادگاری, هدیه امروز من به توست...روزت و یک سالگی وبلاگت مبارک

+ نوشته شده در  90/07/07ساعت 10:57  توسط مامان آرزو  | 

اولین سال ۴نفرگی...سال ۱۳۹۰

بهتره با تقویم بچه هام شروع کنم که خودم طراحیش کردم و به بزرگترای فامیل عیدی دادم...البته این تقویم ۴برگی بود،یعنی‌ هر فصل با یه رنگ،تو صفحهٔ مجزا...

فکر کنم با اینهمه مشغله که باعث می‌شه اصلا وقت نکنم اینجارو اپ کنم،بهتر باشه این بار فقط عکس بذارم تا لاقل روند رشد این عروسک خانومی معلوم شه....

اینم مهارت ۴ماهگی ملکه جووون ام

آخی این بادی آبیه مال داداش طاها بوده ها.......اینم دخترم که داره با لباس داداشش ورزش می‌کنه

خواااااااااب یعنی‌ این

راستی‌ یه وبلاگ خیلی‌ خوشگلی‌ که معمولا به معرفی‌ بچه‌های دیگه تعلق داره...این بار لطف کرده واسه ملکه جون من اپ شده.....بازم ممنون سمانه جان

http://www.fereshtehaiekocholo.blogfa.com/

+ نوشته شده در  90/02/01ساعت 11:9  توسط مامان آرزو  | 

آخرین روز‌های سال۸۹

۱۰۰ روزگی...خدایا شکرت‌ که بهترین گٔل دنیا رو دادی به ما

مامانی از ۲ماهگیت تا الان که یه ذره دیر شد تا وبلاگتو درست کنم،روزای سختی‌ داشتیم...من فکر می‌کردم مثل داداش طاهات زیادی می‌خوری که هی‌ بالا میاری،ولی‌ بعد از چند تا دکتر رفتن فهمیدیم رفلاکس داری،الان هم کلی‌ شربت می‌خوری هم من دیگه نباید شیر بخورم...

واسه همین این ماه خیلی‌ تپل نشدی...تولد ۳ماهگیت مبارک عروسکم

در چکآب ۳ماهگی‌‌: وزن ۷ کیلو - قد ۶۴ - دور سر ۳۹

یعنی‌ عاشق مدل خوابیدنتم......................ملکه

خاطره اولین مهمونی‌ رسمی‌ با پیراهن...طاها عاشق این لباسته!!!

و باز هم یه عکس دو نفره!! عاشقتونم

اینقدر بزرگ شدی که دیگه تنهایی میذارمت تو تاب تا بخوابی

بیا بغلممممممممم

اینم آخرین عکس سال۸۹.......

+ نوشته شده در  89/12/28ساعت 11:52  توسط مامان آرزو  | 

عروسک ۲ماهه

در چکآب ۲ماهگی‌‌: وزن ۶کیلو - قد ۶۰ - دور سر ۵/۳۸

بهتره از مهمترین اتفاق ۲ماهگی شروع کنیم که واکسنه...دختر گلم چون استامینوفن خورده بود وقتی‌ رفتیم دکتر خواب بود و با درد سوزن از خواب پرید،بمیرم...اینم عکس وقتیه که اومدیم خونه(خواب بعد از واکسن)

از اونجایی که ملکه جون حسابی‌ بغلی شده و منم از دست درد در حال مردنم،این شیوه جدید خوابوندنشه،میره بغل داداشش تاب بازی!!! آخ که هرچی‌ از این داداش مهربون بگم کم گفتم،عاشقتونم

فدای خندیدنت بشم که واقعا اسمت برازندته پرنسسه من...به این عکس میگن شکار لحظه ها

ورزشکاران،دلاوران... اکتیو‌ترین پرنسس دنیا در ۵۰روزگی...تپل مپل،دستهٔ گًل

نفس ۴۰ روزه...از این به بعد امیدوار بودیم که خیلی‌ خوابش اینا بهتر بشه...اما نشد که نشد،ما کماکان شب‌ها تا ۳بیداریم...

قشنگ مامان در ۳۵روزگی...به قول اون آهنگه:اخم نکن بهت نمیاد...

بعدا نوشت: دخترم بالاخره در تاریخ ۲۶بهمن یعنی‌ در ۲ماه و نیمگی شناسنامه دار شد...آخه مردیم از بس رفتیم ثبت احوال و اومدیم،آخرسرم با کلی‌ پارتی بازی نام ملکه رو ثبت کردن!!! (من نمی‌فهمم این چه مملکتیه که ما داریم)

+ نوشته شده در  89/11/20ساعت 23:26  توسط مامان آرزو  | 

فلش بک

سلام،الان دیگه مامان ۲تا عروسکم،خدایا نمیدونم چطوری شکرت‌ کنم،با اینکه این ۲ماه خیلی‌ برام سخت بود و دیر گذشت اما الان هر لحظش اینقدر شیرینه که باید روزی هزار بار شکرت‌ کنم

دختر گلم،از اونجایی که همه وقتم مال شما ۲تا بچه‌های گلمه،اصلا نرسیدم بیام اینجا و از این روزای بی‌ نظیرت بگم...واسه همینم الان می‌خوام فلش بک عکس بزارمو بنویسم...امشب این کیک و واسه ۱ماهگیت بریدیم،فدات بشم که مثل ماه میمونی

و اما چکآب ۱ماهگی‌‌: وزن ۴۵۰۰ - قد ۵۶ - دور سر ۳۷

تو این عکس ۲۷روزته،البته نگفته نماند مثل داداشت زیادی شیر می‌خوری و هی‌ بالا میاری و این خیلی‌ سخته واسه من

۲۵روزگی،ملکه تو نی‌نی لای لای پیش مامانی،البته اینجا ساعت ۲شبه،دخترکم هنوز بلد نیست شب‌ها باید بخوابه!!!

دختر ۲۰ روزه من خدا وکیلی داداش مهربون و بی‌ آزاری داره...عاشقتونم...

قربون قدت برم که ۳ دقیقه شیر می‌خوری ولی‌ ۶تا بادگلو میزنی‌،واسه همین مجبورم دمرو بخوابونمت!!! اینم عروسک ۱۸روزه در راحت‌ترین حالت خواب

نفس مامان ۱۵روزگی،بعد از حمام

و اما اولین عکس ۲نفره از جیگر‌های من،۱۰ روزگی ملکه بانو

۷روزگی دختر طلا با چشم‌های طوسی،هرچند که این رنگی نمیمونه

اولین روزی که اومدی خونه،۲روزگی بعد از بیمارستان و اولین باری که نگاهم کردی و همه خستگی‌ هام در رفت

صبح ۱۵آذر،دومین روز زندگیه دختر گلم،موهاتو برم مامانی

اینم فرشته ما،متولد ۶صبح ۱۴آذر۸۹ با وزن ۳۳۴۰ - قد ۵۳ - دور سر ۳۶ تو لحظه هایی که تازه به هوش اومدم و شیرش دادم

از ته قلبم از خدا می‌خوام این لذت رو به همه زنهای دنیا بچشونه...بعد از تمام سختی‌ها و سنگینی‌‌های بارداری و البته بعد از مصیبتی به نام سزارین،دیدن یه نوزاد بهشتی‌ عجیب‌ترین و قشنگ ترین حس دنیاست...خدایا شکرت‌

+ نوشته شده در  89/10/14ساعت 11:31  توسط مامان آرزو  |